عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

569

زبدة التواريخ ( فارسى )

افتاد . سلطان حسين « [ 1 ] » به‌طرف بغداد توجّه نمود و عادل آقا به‌طرف تستر روانه گشت . « [ 2 ] » و اين واقعه در اواخر رمضان سنه اثنى و ثمانين و سبعمايه بود . چون بندگى « [ 3 ] » آقا به حوالى تستر رسيد ، ايلچيان روانه كردند و شاهزاده شيخ على و پيرعلى بادك « [ 4 ] » را به انواع نصيحت كرد . ايشان هر سخنى « [ 5 ] » را عذرى مىگفتند تا لشكريان به حوالى شوشتر رسيدند . چون پير على مجال مقاومت نداشت بالضّروره حصارى شد و آب و باروى شوشتر را حصار خود ساخت . « [ 6 ] » امير عادل چون به كنار آب رسيد بىكشتى « [ 7 ] » از آن آب بگذشت و غلبه‌ئى تمام از لشكريان در آب تلف شدند و شوشتر را در حصار گرفتند و بنياد محاربه و مقاتله كردند . در اثناى اين حال شاهزاده « [ 8 ] » شيخ على بر بالاى « [ 9 ] » حصار آمد و بندگى « [ 10 ] » آقا را آواز داده و گفت شما را ترس از خداى تعالى و شرم از بندگان او نيست و بوى انصاف و ديانت به مشام شما نرسيده « [ 11 ] » مملكتى كه پدرم به من ارزانى داشته بود مرا از آن بيرون كرديد و به شوشتر قناعت كرده‌ام . اكنون بدين مقدار مضايقه مىنماييد . بالضّروره به دار الملك « [ 12 ] » شيراز به درگاه پادشاه شاه شجاع كه فى الحقيقة مأمن جهانيان است « [ 13 ] » روم و به ملازمت آن حضرت قيام نمايم « [ 14 ] » تا از شما ايمن باشم . عادل آقا منفعل شده « [ 15 ] » بر او شفقت نمود و از آن قضيّه بگذشت و عهد كردند كه متعرّض ولايت بغداد نشوند و به تستر قناعت نمايند و بىفرمان سلطان حسين در هيچ امر شروع نكنند و اگر پير على به بغداد آيد ايشان نيز مضايقه نمايند و قصد او كنند . شاهزاده شيخ على تستر و مصاحبت پير على « [ 16 ] » بالضّروره اختيار كرد « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ « [ * ] » » « [ 17 ] » « 1 » و بندگى « [ 18 ] » آقا خرامان « [ 19 ] » مراجعت نمود و روز عيد اضحى اين سال به بغداد نزول كرد [ 121 - ب ] و تا « [ 20 ] » آخر صفر سنهء ثلاث و ثمانين و سبعمايه در بغداد بود و به ياساميشى مملكت مشغول شد .

--> ( [ 1 ] ) - م و ل : « سلطان حسين » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : شد . ( [ 3 ] ) - ت : عادل . ( [ 4 ] ) - ت : ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : سخن . ( [ 6 ] ) - ت : ساخته . ( [ 7 ] ) - ت : « بىكشتى » ندارد . ( [ 8 ] ) - م و ل : شهزاده . ( [ 9 ] ) - ت : باروى . ( [ 10 ] ) - ت : عادل . ( [ 11 ] ) - ت : از « شما را ترس از خداى . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : ندارد . ( [ 13 ] ) - ت : از « به درگاه پادشاه . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 14 ] ) - ت : ملازمت شاه شجاع اختيار كنم . ( [ 15 ] ) - ت : « منفعل‌شده » ندارد . ( [ 16 ] ) - م و ل : بادك . ( [ 17 ] ) - ت : آيه را ندارد . ( [ 18 ] ) - ت : عادل . ( [ 19 ] ) - ت : ندارد . ( [ 20 ] ) - ت : به . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 2 ، سوره 59 . ( 1 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 398 .